میترسم صدایم ملاعمر را از خواب بیدار کند...





به آخر سطر هایت نقطه مگذار

(متن کامل و بازبینی شده)

استاد اسحاق «فایز»، تسبیح کشِ درد های درهم پیچ درنخِ جان







بلوایِ غریبِ نوشتنِ فعل هایِ زنده گی پایان نگرفته است

نمی بینی ابر هایِ بارانی را

که تگرک می بارند و گلوله

و تفسارِ دشت هایِ خشکِ در آتش سوخته

سراب می کارند؟




بر رخشِ زین کرده ات بِپر

کوه و کوهستان ها را بتاز

کوچه معیاد گاه نیست

و چشمه ها

و سرچشمه ها

گل آلودند.

و